https://gotoyazd.com

با ما تماس بگیرید : +98 (35) 3728 3090

رزرو هتل یزد

رزرو تور یزد

رزرو وسيله نقليه

هتل ارگ جدید یزد

سفرنامه یزد، عروس کویر (قسمت آخر)، مرتضی پاریزی

تاریخ ثبت : 09 فروردین 1396 صفحه اصلی  »  وبلاگ  »  سفر به یزد  »  سفرنامه یزد، عروس کویر (قسمت آخر)، مرتضی پاریزی
سفرنامه یزد، عروس کویر (قسمت آخر)، مرتضی پاریزی سفرنامه یزد، عروس کویر (قسمت آخر)، مرتضی پاریزی

یزدی به اندازه ریگ های بی شمار قصه دارد. بعضی از این قصه ها را می توان به جای لالایی به کا ربرد اما اکثر آنها برگهایی از تاریخ مستند این سرزمین هستند. مانند زندان اسکندر بودن یزد آنقدر بی اساس است که افسانه بودن آن را می توان به راحتی پذیرفت. مدرسه ای که به ضیاییه معروف است آن را  زندان اسکندر معرفی کرده اند والبته این هم از دسته گلهایی است که خاجه شیراز به آب داده است و یزد را زندان اسکندر نامیده است و از وحشت آن دلگیر شده است و گفته «دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت» و گرنه سکندر در زبان فارسی سره به معنی زیرزمین است ویا جایی که در زمین کنده می شود. در وسط حیاط این مدرسه دهانه یکی از چاههای خشکیده قدیمی وجود دارد و از آنجا می توانسته اند به وسیله اسب یا شتر در داخل کانالی که چاه های قنات را  به هم مرتبط می ساخته رفت وآمد کنند و همین مسئله پایه ی داستان خیالی دیگری شده است که می گویند از این راه زیر زمینی به هنگام نا امن بودن شهر، کاروانهای شتر به راه می افتادند و آذوقه مردم شهر را از کاروانای اطراف تأمین میکرده اند. حتی ظریفی می گفت متروهای لندن و پاریس با الهام از این راه زیر زمینی ساخته شده است در هر حال این بنا در سال 631هجری قمری ساخته شد و در سال 705 هجری تکمیل گردید.

 

قدیمی ترین بنایی که در طی قرون و اعصارهمچنان پا برجا مانده است عمارتی است اکنون به نام دوازده امام مشهوراست. عده ای معتقدند این بنا اولین ساختمانی است که در یزد پا گرفته است و در آغاز آتشکده زرتشتیان بوده است و وقتی اسلام به یزد راه یافت به مسجد تبدیل شده است. اما حقیقت آن است که بنای دوازده امام از نمونه های دوره سلجوقیان است و اهمیت آن از نظر معماری و ساختمانی گنبد آجری کهن آن است. سال بنای این ساختمان به 429 هجری قمری باز می گردد.

 

علت پیدایش افسانه مختلف درباره یزد که بعضی از آنها عاری از حقیقت است معلوم نیست. یکی از زرتشتیان یزد که مارا در دیداری از آتشکده زرتشتیان همراهی می کرد از این افسانه پردازی ها سخت دل آزرده بود او اینطور می گفت در بین مردم اینطور شایع شده که ما آتش پرستیم. در حالی که ما همان اندازه به آتش اهمیت می دهیم که که شما مسلمان ها آن را ارج می نهید. دراسلام آمده است هرچیزنجسی که با آب پاک نشود با آتش پاک می شود و ما نیز آتش را مظهر پاکی می دانیم. بعضی از اشخاص نا آگاه زررتشتیان را به دوگانه پرستی متهم می سازند و مفهوم نادرستی از فلسفه سپنتا مینو و انگره مینو که به معنی انیشه پاک و اندیشه ناپاک است دارند. درصورتیکه مقصد این است که در خرد و اندیشه هر کسی دو نیروی متضاد سپنتا مینو قراردارد البته در اسلام و آیین مسیحی نیز شیطان وجود دارد بدون اینکه دو گانه پرستی قرار داشته باشد.»
به راهنمای زرتشتی می گویم بارها شنیده ام که زرتشتیان تا مدتها قبل مرده های خود را دفن نمی کرده اند و آنها را روی تخته سنگ هایی بر فراز بلندی که دخمه نامیده می شدند رها میکردند گوشت بدنشان به وسیه پرندگان خورده شود و استخوان های آنها بر جای بماند. آیا این هم در شمار همان افسانه هایی است که یزدی ها ساخته اند؟» میگوید اصولاً در آیین ما دفن کردن مردگان مرسوم است اما چند سال پیش به دلایلی این رسم متروک شده بود و اکنون چندسالی است که مردگان  خود را در قبرهای مخصوص دفن می کنیم. در ته قبر نرده آهنی قرار گرفته می شود و مرده ی کفن پوش را بر روی آن قرار می دهیم و بر روی آن خاک می ریزیم، بعضی از زرتشتیان وصیت می کنند که به هنگام دفن اجسادشان آنها را بر روی میله های آهنی قرار ندهند ولی بدون استثناء بر بالای هر قبری یک نهال سرو کاشته میشود»
در داخل آتشکده آتشی در آتشدان مخصوص که بنا به عقیده زرتشتیان آتش اصلی که این از آن مایه گرفته است حدود سه هزارسال به ایران آورده شده وسپس به یزد آمده  و پس از تعویض چند محل سرانجام در آتشکده فعلی جای گرفته است.

 


پیر سبز چک چکو یکی دیگر از زیارتگاههای یزد و جهان است.در مورد این محل نیز داستان های زیادی نقل می شود. از آن جمله می گویند دختر یزد گرد بر اثر تعقیب عده ای به کوهی که فعلا در آن محل قرار دارد می رسد و به جای اینکه بگوید «یاهو» میگوید «یا کو» بلافاصله کوه دهان باز می کند ودختر یزد گرد سوم در شکاف آن کوه پنهان می شود. در هر حال از افسانه ها که بگذریم هم اکنون در راه طبس به یزد و در 8 فرسنگس یزد کوهی وجود دارد که به علت ریزش مختصر آب ار کوه به «چک¬چک یا چک¬چکو» معروف است. زرتشتیان این محل را پیر سبز میگویند و از روز سوم تا دهم تیرماه برای زیارت و نذرها به اینجا می آیند و گوسفند ذبح می کنند. بناهای مجللی در دل کوه ساخته اند که آن تمامی وسایل زیست وجود دارد و مجانی در اختیار زائرین قرار می گیرد. زرتشتیان هر شهر ایران یا هر کشور جهان ساختمانی مجزا دارند که به آن خیله می گویند. هنگام افتتاح هر خیله با شیرینی و سوروک از مردم پذیرایی می کنند. ساختمان گلی دو نگهبان دارد که هر 15 روز یکبارعوض می شوند آنچه جالب توجه است آنست که در هیچ زمانی بر روی این کوه برف نمی نشیند اما چک چک آن بدون وقفه ادامه دارد. صدای چک چک آب تا چندین سال پیش در انبارهای یزد به گوش می رسید اما به علت بهداشتی نبودن آن، آب انبارها مدتی است که بدون مشتری مانده اند. آب درون آب انبارهای یزد تابستان های گرم را با سردی خود قابل تحمل می کردند. برای سرد کردن آب درون آب انبار ازیخ یا وسایل الکتریکی استفاده نمی شد. اینجا چند بادگیر بر پشت بام آب انبار قرار دارد که حرارت را به صفر درجه سانتیگراد نزدیک کند.مشهورترین آب انبار یزد «شش بادگیر وخواجه»بوده اند. داستان پردازان می گویند دور منبع آب انبار خواجه را سرب گرفته بودند و به همین دلیل آب آن خیلی سرد می شده است که البته نتوانستیم از نزدیک این شایعه را بررسی کنیم و صحت و سقم آن را دریابیم.منبع آب انبارها در حال حاضربا آب لوله کشی پر می شود و به عنوان ذخیره آب یزد در مواقع ضروری مورد استفاده قرار می گیرد.

 

یزد از بعد از اسلام به نام دارالعباده مشهور شده است به همین علّت اکثر بناهای تاریخی یزد را مساجد و اماکن مذهبی تشکیل می دهد. بررسی هر یک از این بناها را به مقاله جداگانه ای به نام « معماری یزد» اختصاص داده ایم که در شماره های آینده خواهید خواند. مطلبی نیز درباره گیاهان کویری به چاپ رسیده که آن نیز جداگانه به چاپ رسیده است. درمورد یزد گفتنی زیاد است و اقامت ما در این شهر کوتاه. درباره هر وجب خاک یزد کتاب هایی می توان نوشت که نوشته اند اما صفحات محدود مجله اجازه بیشتر نوشتن را نمی دهد. به امید آن که در دو مقاله دیگر یزد را از زاویه ای دیگر بررسی کنیم.
پس از چهار روز اقامت وتماشا و بررسی شهر و نقاط اطراف آن عازم فرودگاه می شوم و این بار در هواپیما به هر لحظه اقامتمان در یزد می اندیشم. به آش خوشمزه یزدی که شولی است و مزه آن هنوز در زیر دندانم است فکر می کنم. به  یاد نان مخصوص یزدی که نوعی تافتون است و به آن كیك می گویند می افتم. آسمان پر ستاره شهر را به یاد می آورم که از پشت بام می توان چشمک زنش را تا فاصله چند صد متری. بالای سر برج دید به هوای خالی از دود ودم یزد می اندیشم که چون مردمانش پاک و بی آلایش است. به سکوت شهر وآرام دلی مردم قانع و صبور، به پایبند بودن مرد یزدی به خانه و خانواده، به حجب و حیای زن یزدی، به احترامی که فرزند برای پدر و مادرش قائل می شود و به ویژگی های دیگر یزد که کم و بیش در سرتا سر ایران زمین می توان از آن نشانه گرفت فکر می کنم. اما هنوز هم آرزویم این است که ای کاش یزد را کاملا می شناختم و شما را با آن آشنا می کردم.

 


پرسش و پاسخ


جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید


جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید
ENamad Samandehi