https://gotoyazd.com

با ما تماس بگیرید : +98 (35) 3728 3090

رزرو هتل یزد

رزرو تور یزد

رزرو وسيله نقليه

هتل ارگ جدید یزد

سفرنامه یزد، عروس کویر (قسمت اول)، مرتضی پاریزی

تاریخ ثبت : 06 فروردین 1396 صفحه اصلی  »  وبلاگ  »  سفر به یزد  »  سفرنامه یزد، عروس کویر (قسمت اول)، مرتضی پاریزی
سفرنامه یزد، عروس کویر (قسمت اول)، مرتضی پاریزی سفرنامه یزد، عروس کویر (قسمت اول)، مرتضی پاریزی

{تهران} مسافرت به یزد حدود 8 الی 9 ساعت وقت می گیرد. فاصله 668 کیلومتری تهران تا یزد آسفالت است. اما دوطرف جاده تا چشم کار می کند بیابان خشک و برهوت است. با قطار هم می توان به یزد رفت که آن هم 12 ساعت وقت نیاز است. بنابراین برای انسانهایی عجولی چون من بهترین وسیله ی مسافرت به یزد هواپیما است. بالاخره پس از 45 دقیقه پرواز در هواپیما اعلام می شود که تا چند دقیقه دیگر بر زمین خواهیم نشست. از بالا به زمین نگاه کردم همه جا کویر بود وریگزار. چگونه ممکن بود تا چند دقیقه دیگر به پایان این کویر پهناور برسیم؟ مگر نه اینکه از دقایق اول پرواز تا حدود 30 دقیقه، قله دماوند را در سمت چپ خود می دیدیم که با گردنی افراشته ما را بدرقه می کرد؟ پس چگونه این دشت خشکیده و آرام را در دو دقیقه طی خواهیم کرد. همچنان که از ارتفاع هواپما کاسته می شد جواب سؤالم را پیدا کردم. شهری که برچهره اش گرد پیری نشسته بود درمقابل چشمانم ظاهر شد. آن شهر در دل کویر قرار گرفته بود. حتی گیاهان آن به رنگ خاک بودند. ساختمان هایی که در نزدیک فرودگاه بود تفاوت زیادی با سایر نقاط شهر داشت. این ساختمان ها که در سال های اخیر ساخته شده بودند با نمای کلی شهر مطابقت نداشتند.


هواپیما با غرش خود سکوت مطلق کویر را در هم شکست و برباند فرودگاه جای گرفت. چند دقیقه بعد درجاده ای که فرودگاه را به یزد متصل میکرد در حرکت بودیم. دوطرف جاده از درختهایی به رنگ خاک پوشیده شده بود و با نگاه اول چنین به نظر می رسید که این کاج ها درختهایی هستند که خاک آنها را پوشانده است. اما این گیاه که گز نام دارد که کامل به رنگ خاک است. گز گیاهی است که تنها در مناطق کویری می روید و به آب زیادی نیاز ندارد و برای تثبیت شنهای روان به کار می رود. 


در مدخل شهر به میدانی میرسیم که کامیونهای زیادی در امتداد خیابان های منتهی به آن متوقف شده اند. تابلویی که در میدان نصب شده است، سمت راست را مسیر کرمان و سمت چپ را به سمت اصفهان وکرمان نشان می دهد. با توقفی کوتاه در میدان و سؤال کردن ازچند نفر علت توقف کامیون ها را جویا می شویم. یکی می گوید: «برای سوخت گیری درنوبت ایستاده اند» و دیگری با لهجه شیرین یزدی میگوید «میدوند آقا یزد مثل چهار راه میمونه که خواربار، میوه و مایحتاج مردم ایران از اینجا مگذره».


همه کامیونها از جاده ی کمربندی که سالها پیش ساخته شده اند عبور می کنند و از ورود آنها به داخل شهر جلوگیری می شود. گرچه ورود این همه کامیون در موقعیت اقتصادی یزد مؤثر است اما وقتی از بازارهای 12 گانه یزد بازدید کردیم متوجه شدیم که اقتصاد یزد قائم به ذات است و می تواند الگویی برای وضعیت اقتصادی سراسر کشور باشد. در بعضی از خانه های قدیمی یزد و حداقل در بعضی کوچه های تنگ و باریک یزد می توان یک واحد کوچک اقتصادی را سراغ گرفت. بهتر بگویم پشتوانه اقتصادی یزد، تنها کارگر یزدیست که حتی در خانه به تولید فرآورده هایی از قبیل صنایع دستی پشمی، پارچه های مختلف وانواع شیرینی های یزدی می پردازد. در بازارهای یزد اجناس لوکس و تجملی کمتر دیده می شود.آنها که به غلط یزدی را خسیس می نامند معنی کلمه ی خسّت و مقتصد را نمی دانند.


محمود مشروطه که سالها مسئولیت مرمّت و بازسازی بناها را بر عهده داشته است بنا به مصلحت شغلی در خصوصیات ذاتی همشهریان خود دقیق شده است در این باره می گوید« یزدی مقتصد است، چون با مشقّت زیاد و با عرق جبین پول درمی آورد. حاضر نیست در یک چشم به هم زدن آن را به مصرف تجملات برساند. البته سطح زندگی در یزد، شاید از بسیاری از شهرهای بزرگ ایران هم بالاتر باشد اما اینجا همه چیز روی حساب و اصول است که با عقل و منطق مطابقت دارد. مثلاً یزدی پارچه های شهر خودش را به پارچه های هلید انگلیسی ترجیه می دهد. به همین دلیل به ندرت می توانید یک یزدی را با لباسی که بافت آن از خارج است مشاهده کنید. آیا شما این علاقه به آب و خاک و قانع بودن به دست آورد های خود یزدی را دلیل بر خسیس بودن آنها می دانید؟»
مشروطه دستی به موهای سپید و بلند خود می کشد و می گوید: «مردم یزد فوق العاده صبور قانع و پر طاقت هستند نمونه کار یزدی را می توانید در یک کارگاه بافندگی ببینید. اومظهر قناعت و صبوری مردم ایران است».


پرسش و پاسخ


جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید


جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید
ENamad Samandehi