https://gotoyazd.com

با ما تماس بگیرید : +98 (35) 3728 3090

رزرو هتل یزد

رزرو تور یزد

رزرو وسيله نقليه

هتل ارگ جدید یزد

یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی

تاریخ ثبت : 27 خرداد 1397 صفحه اصلی  »  وبلاگ  »  سفر به یزد  »  یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی
یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی

یزد در سفرنامه مارکوپولو

مارکو پولو (Marco Polo) تاجر و جهانگرد ونیزی قرن سیزدهم میلادی بوده که مجموع سفرهایش را در کتابی به نام سفرهای مارکوپولو ثبت کرده ‌که امروزه این کتاب با عناوین کتاب شگفتی ‌های جهان یا توصیفی بر جهان شناخته شده است. این کتاب در معرفی آسیای مرکزی و چین به اروپاییان نقش بسزایی داشت.

سفرهای« مارکوپولو» شامل سرزمین‌ هایی نظیر فلسطین، ایران، ترکستان، چین، سوماترا، جاوه، سیلان، سواحل هندوستان، سواحل دریای سیاه، قسطنطنیه و ... می باشد.

مارکوپولو یزد را این گونه توصیف نموده است؛« یزد شهر بزرگی است که از لحاظ تجارت و رفت آمد نقطه مهمی به شمار می رود یک نوع پارچه ابریشمی و طلائی در آنجا بافته می شود که موسوم است به( پارچه یزدی) و به همه جای دنیا صادر می شود.»

یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی

یکسال در میان ایرانیان: ادوارد براون

ادوارد گرانویل براون(Edward Granville Browne ‏ ) متولد ۷ فوریه ۱۸۶۲- ۱۹۲۶ گلاسترشر انگلستان، خاورشناس و ایران ‌شناس مشهور بریتانیایی بود که با داشتن مدرک پزشکی به شغل سیاحت و تدریس زبان و تاریخ و ادب فارسی و نوشتن کتاب ‌های زیادی در زمینه تاریخ و ادبیات پرداخت.

استانبول، قبرس، فلسطین، ایران، ترکیه و ... بخشی از سفرهای « ادوارد براون» می باشد.

ادوارد براون درباره سفرش به یزد چنین گفته است؛« هنگامی که از تفت حرکت کردیم کودکی به من نزدیک شد و یک گل سرخ معطّر به من تقدیم نمود و قدری دورتر، مردی که در یک مزرعه کار می کرد از جا برخاست و او هم گل سرخی به من اهداء کرد و نه آن کودک انتظار دریافت انعام داشت و نه آن مرد.

بعد وارد دشت ریگزاری شدیم که شهر بزرگ یزد در آنجاست و هرچه به شهر نزدیکتر می شدیم شماره باغها و مزارع افزایش می یافت.

یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی

از دور دودکشهای بلندی واقع در شهر، به نظرم رسید و وقتی از دیگران سؤال کردم معلوم شد که آنها( بادگیر) است زیرا چون، در طبقات فوقانی هوا، غالبا باد می وزد و هوا خنک است، بادگیرهای مزبور را مرتفع ساخته اند که هوای خنک بالا را به یکی از اطاقهای منازل برساند و از هر طرف که باد بیاید، بادگیرهای مزبور آن را جذب می کنند و به پایین می رسانند.  

از آنچه در یزد و کرمان و سایر نقاط ایران شنیدم زردشتی ها بدرستی و امانت معروف هستند و گرچه امروز مانند ادوار گذشته مورد آزار نمی باشند مع الوصف بعضی از مسلمین متعصب آنها را اذیت می کنند و علتش این است که آنها را مشرک می دانند و به همین جهت تمام زردشتیها باید لباس زرد در بر کنند و حق ندارند که عمامه خود را محکم ببندند و طرز پیچیدن عمامه آنها باید با مسلمان فرق داشته باشد و نیز نباید سوار بر اسب شوند.

زردشتیان مرا به دیدن چندین آتشکده بردند. یکی از آنها، یک تالار بزرگ داشت که عکس زردشت و چند لوح را بدیوارهای آن نصب کرده بودند و می گفتند که آن عکس از روی یک حجاری قدیمی که در بلخ بدست آمد کشیده شده است.

زردشتی ها طعم شراب عرق را دوست می دارند و از محبتی که بعد از شرب بین حضار تولید می شود لذت می برند ولی ایرانیهای مسلمان از طعم شراب و عرق نفرت دارند و روی شراب شیرینی می خورند.

جامی که برای نوشیدن شراب در یزد و کرمان بکار می برند با جامهای سایر نقاط ایران فرق دارد زیرا از بلوز نیست و از فلز می باشد اطراف جام، زردشتی ها نام اقوام متوفای خود را نوشته بودند و جملات( خدا پدرت بیامرزد) و یا( خدا مادرت بیامرزد) روی جامها دیده می شد.

سال زردشتی ها مانند مسلمین سال قمری نیست بلکه شمسی است و عبارت از دوازده ماه می باشد که هریک سی روز دارد و نیز دارای پنج روز اضافی است که به نام( گاتا) خوانده می شود و مسلمین این پنج روز را( خمسه مسترقه) می خوانند و جمعا 365 روز را تشکیل می دهند.     

زردشتی ها باغبانان زبردستی هستند و گیاهان دارویی را خوب می شناسند.

زردشتی های یزد و کرمان به زبانی صحبت می کنند که خود آنها زبان دری می خوانند.»     

یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی

خاطرات حاج سیّاح

میرزا محمد علی محلاتی ملقب به حاج سیاح متولد ۱۲۵۲ قمری / ۱۸۳۶ میلادی، جهانگرد معروف و نخستین ایرانی است که رسما تابعیت ایالات متحده آمریکا را گرفته است.

او مدت زیادی را به اقصی نقاط اروپا، آمریکای شمالی و کشورهای شرق از جمله هندوستان و ژاپن سفر نموده و کشورهای زیادی را دیده بود.

وی در ۲۳ سالگی، سفرِ خود به دور دنیا و سراسر ایران را آغاز کرد که علت شهرتش به حاجی سیاح نیز همین می باشد.

در نظر حاج سیاح ؛« یزد شهر کم آبی و محل تجارت معتبری است، بازار و دکاکین معتبر و کاروانسراها و مسگرخانه های خوب و کار نساجی زیاد دارد، با داخله و خارجه داد و ستد متاع می نمایند. آب انبارهای عمیق دارد که مردم آب سرد از آن می نوشند. تجار با ثروت و پولدار زیاد دارد.

در شهر و اطراف یزد از زردشتیان، بسیار هستند که مردمانی کارکن، بااخلاق پاک، درست کردار، راستگو و بی آزار و نجیب هستند.»

یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی

صورة الارض: ابن حوقل

حمد بن علی بن حوقل معروف به ابن حوقل جغرافیدان قرن چهارم هـ. ق است که در شهر نصیبین بین النهرین به دنیا آمد و در بغداد زندگی کرد. وی برای نوشتن کتب خود بر پایه مشاهداتش، سفری را از شمال آفریقا به اسپانیا آغاز کرد و بعد از گذر از مرزهای جنوبی صحرا به مصر و مناطق شمالی قلمرو مسلمانان و آذربایجان و ارمنستان رفت. سپس به طرف شبه جزیره عربستان، عراق، خوزستان، فارس، خوارزم، ماوراءالنهر و ... ادامه داد.

ابن حوقل تنها جغرافیدان مسلمان می باشد که از آثارش طرحی روشن ارائه کرده ‌است. کتاب« مسالک و الممالک» یا « صورة الارض» یکی از آثار وی می باشد.

ابن حوقل درباره یزد می گوید که؛« از مهم ترین شهرهای ولایت اصطخر از سوی خراسان« کثه» است و آن حومه یزد و ابرقویه می باشد. کثه که حومه یزد است شهری است در کنار بیابان و هوای آن خشک سالم است و مانند شهرهای کوهستانی فراخ نعمت است و روستایی دارد که محصولش ارزان است.

بیشتر بناهای آن دراز شکل است و از گل ساخته شده. در آنجا شهری است استوار که قلعه ای با دو دروازه آهنین دارد: یکی به نام اندور و دیگری در مسجد که نزدیک مسجد جامع یزد است.

این شهر بسیار باصفاست و روستاهایی پهناور و فراخ نعمت دارد و خود شهر و روستاهایش به فراوانی میوه معروف است و مقداری از میوه های تر یا خشک آن به اصفهان و جاهای دیگر حمل می شود. کوههای آن پر درخت و گیاه است و بیرون شهر ربضی است مشتمل بر بناها و بازارهایی آباد و بیشتر مردم آن به دانش و نویسندگی راغب اند و مسجد جامع خوبی دارد.

اما ابرقویه شهری فراخ نعمت و پر ازدحام و وسعت آن نزدیک به یک سوم اصطخر و بناهایش در هم آمده و اغلب همچون بناهای یزد دراز شکل است. این شهر ناحیه ای بی آب و گیاه و درخت است و در اطراف آن و حتی دورتر از آن باغ نیست، با اینهمه فراخی نعمت و ارزانی دارد.»

یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی

سفرنامه جکسن: آبراهام ویلیامز جکسن

آبراهام والنتاین ویلیامز جکسونAbraham Valentine Williams Jackson  ) متولد ۱۸۶۲میلادی در شهر نیویورک و وی متخصص آمریکاییِ زبان ‌های هند و اروپایی بوده است. وی دارای مدرک دکترای فلسفه و حقوق و متون انسانی بود.

دستور زبان اوستایی را او تدوین کرد و به عنوان نخستین ایران ‌شناس بزرگ آکادمیک آمریکایی مشهور شده است.

ویلیامز جکسون به کشورهای هندوستان، ایران و آسیای میانه سفر کرد و تاریخ ایران را تصحیح نمود. آثار وی شامل سروده زرتشت، دستور زبان اوستایی هم سنجی ‌شده با سانسکریت، بازخوانی اوستا، زرتشت، پیامبر ایران باستان، دین ایرانی، از قسطنطنیه تا میهن عمر خیام، فهرست نسخه‌ های خطی ایرانی پیشکش شده به موزه متروپولی، چامه ‌سرایی آغازین ایرانی و ... می شود.

جکسون در سفرش به یزد این چنین می نویسد؛« یزد شهری بسیار قدیمی است، زیرا ظاهرا نام آن به صورت« ایستیخای» در جغرافیای یونانی بطلمیوس در زمره شهرهای بیابان کارمانیا ذکر شده است. علاوه بر این، بنا بر روایات ایرانی، در زمان اسکندر محلی معروف بوده، و آن جنگجوی فاتح زندان اسیران جنگی خود را در آنجا قرار داده است. عوام الناس میان یزد و یزدگرد اول( 399_420 میلادی)، پدر بهرام گور، رابطه ای برقرار می بینند و او را بانی دوم، نه بانی اصلی، شهر می شمارند.

اهمیت شهر یزد چه در قدیم و چه بعدا به مناظر آن نیست زیرا بدون تردید یزد هیچگونه زیبایی طبیعی ندارد. انسان ساعتها از میان کوچه ها و خیابانهای باریک و پیچ در پیچ آن اسب می راند و چیزی جز دیوارهای گلی، پشت خانه ها، باریکه ای از آسمان، و منظره بادگیرهای مرتفعی که از روی پشت بام خانه های اعیانی قد بر افراشته اند، نمی بیند.

این بادگیرها مانند دودکشهای مستطیل شکلی هستند با شکافهای باریک که کوچکترین وزش نسیم را می گیرد. این بادگیرها، با توجه به گرمای شدید و طولانی یزد، در ماههای تابستان از وسایل ضروری، و یکی از مشخصات و ویژگیهای آن شهر است. مساحت شهر قابل ملاحظه است. این سخن درباره یزد فعلی نیز صادق است جز آنکه محیطش اینک باید اندکی بیشتر باشد و دیوار و باروهای آن در بعضی نقاط فرو ریخته است. 

یزد قدیم از نگاه جهانگردان خارجی              

چون به پرستشگاه آتش و رهران( آتش بهرام) رسیدم دیدم بنایی است ساده و بی پیرایه. از صورت ظاهر و در ورودی آن به هیچ وجه تشخیص داده نمی شد که آنجا پرستشگاه است. دین اسلام اجازه نمی داد که در مقابل مساجد زیبای آن، با گنبدهای فیروزه ای و طاقهای اسلیمی و گلدسته های بلند و باریک، پرستشگاه دین دیگری سر بر افرازد.

قبل از آنکه به اتاق اصلی پرستشگاه برسیم لازم بود از چند راهرو و اتاق بگذریم، و همه اینها برای آن بود که قسمت اصلی آتشگاه از آلودگی و بی حرمتی مصون بماند.

از اتاق بیرونی وارد اتاق مستطیل شکل بزرگی شدیم که در مجاورت مقدسترین نقطه پرستگاه، یعنی محلی که آتش در آنجا می سوخت، بود.

هنگامی که به صدای موبدان که با آهنگی یکنواخت می سراییدند گوش می دادم، تقریبا به حالت خلسه افتاده بودم.

از مختصات زرتشتیان خیرخواهی و احسان آنهاست، و اوستا فضیلت سخاوتمندی را تلقین می کند. بسیاری از پارسیان یزد، تا آنجا که مقدورات مادی آنها اجازه می دهد، این دستور را در زندگی به کار می بندند.»   

 

منبع مطالب: قلمسیاه، اکبر، یزد در سفرنامه ها، یزد، انتشارات سبز رویش، سال 1375.        


پرسش و پاسخ


جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید


جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید
ENamad logo-samandehi